X
تبلیغات
کهورستان-میانبر


 

نوشته شده توسط خالد پادار در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 23:11 موضوع | لینک ثابت


"عاشق نشدي وگرنه مي فهميدي ، پائيز بهاريست که عاشق شده است ... زرد است که لبريز حقايق شده است ... سرد است که با درد موافق شده است""


 

نوشته شده توسط خالد پادار در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:51 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط خالد پادار در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:45 موضوع | لینک ثابت


love


 

نوشته شده توسط خالد پادار در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:36 موضوع | لینک ثابت


بهار85


 

نوشته شده توسط خالد پادار در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 14:56 موضوع | لینک ثابت


خالدپادار


 

نوشته شده توسط خالد پادار در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 19:28 موضوع | لینک ثابت


کهورستان دیاری آشنا

کهورستان "دیاری آشنا در هرمزگان

کشور پهناور ایران با یک میلیون و 648هزارو195کیلومتر وسعت، روستاهای بسیاری را در خود جای داده است. هر کدام از این روستاها با توجه به موقعیت و آب و هوا ویژگی ها و قابلیت های خاص خود را دارند که باعث جذابیت آنها می شود. در این تحقیق تلاش شده تا به صورت مختصر یکی از روستاهای زیبای استان هرمزگان مورد بررسی قرار گیرد.

در شوره زار ها ی غرب استان هرمزگان بهشتی زیبا قرار دارد که زیبای و سر سبزی خود را مدیون سفره های آب زیر زمینی خود است این دیار اشنا کهورستان است . که آبادانی و زندگی رابه روستاهای اطراف و حتی خود شهرستان خمیر، دهستان پل ،رویدر ،... با هدیه کردن آب این مایه زندگی بخشیده است. در این تحقیق سعی شده گوشه ای از ویژگیها،آداب و رسوم ،داشتنی ها ، وضعیت اقتصادی و ... کهورستان بازگو شود.

 

                         "وجه تسمّیه"

این روستا تا کنون به بنامهای مختلفی نام گذاری شده است. گفته می شود در زمان های گذشته از آن به نام کوه دش یا د کرده اند. بعد ها در بعضی کتب تاریخی آن را کهورستان نامیده اند ابن بطوطه جهان گرد مسلمان در مورد کهورستان نوشته است: سرزمینی است وسیع با درخت های تنومند و دشت های وسیع در حصار کوهستان.

ابن خلدون در کتاب سفرنامه جهانگردی خود از کهورستان بنام گبرستان نام برده است . اما در مورد نام کنونی که " کهورستان " نامیده می شود، بخاطر فراوانی درخت کهور در این روستا می باشد.

از جمله نام های دیگری که کهورستان داشته گورستان است به خاطر سکونت خارجی ها در این مکان .به خاطر شباهت وضعیت پوشش گیاهی این منطقه با هندوستان تجار و بازرگانان از این روستا دیدن کرده بودن کهورستان را هندوستان کوچک نامیده اند.

 

                    سابقه تاریخی

کهورستان دارای قدمت چند صد ساله ی می باشد این را می توان با بررسی نوشته هایی که برروی بعضی سنگهای قدیمی حک شده است فهمید در گوشه و کنار مرکز روستا در فاصله ای به طول و عرض 40 کیلومتر باز مانده هایی از قلعه ها و کاخ های خراب شده وجود دارد که در میان خاکروبه ها و جای ساختمان ها می توان آثار زندگی و نیز وسایلی چون چاقو – سلاح برنده سنگهای حکاکی شده و غیره را دید، در این جا ذکر این نکته لازم است که بعلت عقاید خاص ، مردم در روی این مکانها کار کشاورزی انجام نمی دهند و نیز به خاک آنها دست نمی زنند. همچنین گفته می شود که شاید زیر همین خاکها نهفته ای از اشیای قیمتی و سکه های قدیمی باشد. از آثارهای تاریخی دیگراین منطقه می توان مجموعه قناتهای طویلی نام برد که از غرب به شرق کهورستان امتداد دارد. که از شیب روان تا دشت پارو که به قلعه ی پارو معروف است کشیده شده است. طول این قناتها حدود 50 کیلومتر می باشد که به وسیله ی چندین قنات کوچک و بزرگ با هم ارتباط دارد. قدمت این قناتها به زمان شاه عباس می رسد. در دشت پارو قلعه ای است که از زمان شاه عباس به جا مانده و به واسطه ی همین قلعه این دشت، به دشت پارو مشهور است. بخصوص وقتی بارانهای شدید باعث شسته شدن خاک از روی باقی مانده خرابه های ساختمان های ویران شده می شود، قطعات انگشتری و طلا نیز دیده شده است. در مورد این بناها حکایات زیادی نقل می شود. برای مثال گفته

می شود که در زیر یکی از این بناها که به صورت خرابه باقی  مانده است، بیش از 200 نفر در اثر حادثه ای نامعلوم که به ریزش قلعه ای که به یکی از نوادگان شاه عباس تعلق داشته است دفن شده اند. از زمان شاه عباس چندین برکه «آب انبار» بزرگ به جا مانده است به نامهای برکه ی میانبر-برکه ی ستاء-برکه ی زاهد- برکه ی دراز- برکه ی شاهد- برکه ی سلطان- برکه ی نو.

از جمله آثار بسیار مهم دیگر کهورستان پل معروف لاتیدان است که بر روی رودخانه کُر قرار داشته است، این پل جزء آثاری است که به ثبت سازمان میراث فرهنگی کشور درآمده است. پل لاتیدان مربوط به دوره شاه عباس صفوی است و جزء طویل ترین پل باستانی ایران است. گفته می شود از طریق پل لاتیدان که بر روی رودخانه کُر قرار داشته بازرگانان، تجار، سیاحان و جهانگردان مسیر بندرعباس به شیراز را می پیمودند. در این مسیر از منطقه زیبا و سرسبز کهورستان می گذشتند. خیلی از این افراد چنان که از نوشته هایشان پیداست به هیچ وجه انتظار دیدن چنین زیبایی در منطقه جنوب ایران که گرم و با طبیعتی خشک است را نداشته اند. چنان که ابن بطوطه و ابن خلدون در خاطرات خود سرسبزی و زیبای کهورستان را تحسین کرده اند.

«موقعیت جغرافیایی»

روستای کهورستان در شمال غربی خلیج فارس قرار گرفته است. از شمال منتهی به کوههای معروف به «مارو»، از جنوب به کوه درگز، و از شرق مشرف بر دشت وسیعی از درخت های صحرایی است. از غرب نیز در امتداد کوههای کم ارتفاع زاگرس قرار دارد. این روستا از نظر تقسیمات دهستان محسوب شده، از توابع شهرستان خمیر و استان هرمزگان می باشد. در حقیقت وسیع ترین و پرجمعیت ترین دهستان خمیر است و در فاصله 110 کیلومتری مرکز استان «بندرعباس» قرار دارد- فاصله روستا تا مرکز شهرستان 50 کیلومتر است. و در مسیر اصلی بندرعباس به لار و بندرعباس به بستک قرار دارد. و روستاهای پشت کوه، کشار چمردان، کشار علیا، کشار سفلی، کشار دوستانی- سرگپ، انگوران، تهلو، نیمه کار، آرابی، برکه سلطان، گورمیز، نره، لردی- لاور بالا، شیب روان، چاه ماخور، تکی خانی،احمد آباد، کرمران، بنگرک، جهین، تی بشان، تنگ دالان، دشت جیهون، و سرتنگو دالان زیر پوشش این دهستان می باشند.

«آب و هوا»

تابستان گرم و زمستان معتدل و ملایم از خصوصیات آب و هوایی این منطقه می باشد. از آنجا که میزان بارندگی در ناحیه گرم و خشک جنوب ایران اندک است و بر این اساس، در کهورستانکه تابع این ناحیه می باشد، معمولاً باران زیادی نمی بارد. البته بارندگی در سالهای زیاد و در سالهایی هم از چند میلیمتر تجاوز نمی کند. به واسطه دوری از دریا و وجود کوه خمیر در مقابل آن- رطوبت درصد بالایی ندارد، معمولاً تا 40 درصد است. به طور کلی آب و هوای کهورستان به واسطه وجود عوامل گوناگون طبیعی و جغرافیایی تغییرات زیادی نداشته و تابستان و زمستان نسبتاً معتدلی دارد.

یک نکته جالب در مورد وضعیت آب و هوایی کهورستان این است که بعد از چند سال خشکسالی و کمبود بارندگی چند سال دیگر شاهد باران های فراوان و سیل آسا است که رودخانه ها طغیان می کنند.

«پوشش گیاهی و حیات وحش»

پوشش گیاهی طبیعی شامل انواع درختهای نیمه بیابانی است.پوشش غالب منطقه، درختان کهور- کُنار- کَرَت-مغیل های گوناگون- درختچه های زمینی اَرات- گز- چِجج و ...........       می باشد. از جانوران وحشی این منطقه روباه- شغال- میش کوهی- آهو- یوزپلنگ- خرگوش- گراز و کفتار را می توان نام برد. حیوانات اهلی شامل، گاو- گوسفند- بز- شتر و .... است. از پرندگانی که در این ناحیه زندگی می کنند می توان تیهو- کبک- کلاغ- گنجشک و........ نام برد.

مغیل: درختچه هایی است به رنگ مایل به سبز بهاری که پوست آن بعد از سوزاندن مورد تغذیه حیوانات اهلی قرار می گیرد.

چجج: درختچه ای خاردار با برگ سبز کوچک که برگ آن مورد تغذیه دامها قرار می گیرد و از درختان گرمسیری می باشد.

« دامداری »

از دامهای این روستا می توان شتر- بز- گوسفند- گاو و طیور نام برد، تقریباً بیش از چهار خانوار ساکن کهورستان به کار شبانی و نگهداری دامهای دیگران اشتغال دارند. چوپانان در ازای نگهداری هر دام در ماه مبلغ 300 تومان دریافت می کنند. این مبلغ در سال های گذشته خیلی کمتر بوده است. با گذشت زمان به این مبلغ اضافه نمودند. هر چوپان 150 تا 200 رأس دام را نگهداری و چوپانی می کند.

میان چوپان و صاحب دام مناسبات خاصی نیز برقرار است، مثلاً شش ماه از سال که دام شیر می دهد، تمام شیرها متعلق به صاحب دام است و اگر دام در شش ماه دوم باز هم شیردهی کند متعلق به چوپان می باشد. اما با توجه به اوضاع طبیعی منطقه هر دام در سال فقط بین 5 تا 7 ماه شیر می دهد. اما بعضی از خانوار هستند که خودشان به طور مستقل از دامهایی هم نگهداری می کنند.

 

                   "کشاورزی و نوع محصولات"

کشاورزی بعنوان مهمترین شغل اهالی کهورستان می باشد. معمولا کشاورزی روستا به دو صورت انجام می گیرد.

1- زراعت          2 – باغداری

کهورستان از نظر زراعت و کشاورزی بسیار پر رونق است و با وجود تقریبا 700 حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق اراضی وسیعی زیر پوشش کشاورزی قرار دارد. آب چاه به وسیله موتور پمپ های بزرگ بالا کشیده شده و به صورت لوله کشی یا کانال کشی به مزارع و باغات می رسد. کهورستان تقربیا 450 هکتار اراضی زیر کشت دارد، که حدود 250 هکتار آن بصورت کشت آبی و بقیه نیز دیم می باشند.

تولید اصلی کهورستان انواع گوناگون مرکبات و محصولات سیفی و جالیزی و نیز چوب های مخصوص لنج سازی است. محصولات اصلی از نظر صیفیجات در این روستا شامل پیاز- خیارسبز- هندوانه- فلفل- کدو خوراکی- گوجه فرنگی- بادمجان- خیار طالبی- کلم برگ- گل کلم- هویج- پیاز- خرما- و از سبزیجات: نعنا- ریحان- جعفری- تربچه- تره- گشنیز- کهکیز- کاهو و غیره می باشد. در دوره ی گذشته ی ما فلفل سیاه و زنجبیل هندی نیز کشت می شد، این محصولات به یکی از واسطه ها فروخته می شود. واسطه پول محصولات را پس از فروش آن پرداخت می کند- بدین ترتیب که ابتدا در ازای تحویل محصولات آخر سال رسیدها را جمع کرده و مبلغ آنها را پرداخت می کند. معمولاً واسطه قبل از کشت از دهقانان قول می گیرد که محصولات تولید شده جهت عرضه به او بسپارند.

« رابطه ی سهم بری میان برزگر و مالک »

رابطه ی سهم بری میان برزگر و مالک بدین ترتیب است، که پس از برداشت محصول دو سوم تولید به مالک تعلق می گیرد. و یک سوم بقیه متعلق به برزگران می باشد که به طور مساوی میان آنها (که معمولاً پنج نفرند) و سر برزگر(مزیری) تقسیم می شود. تعداد برزگران به تعداد چاه هایی که در هر مزرعه هست بستگی دارد. این چاه ها خود مشخص کننده ی وسعت زمین زیر کشت         می باشند، معمولاً برای کشت زمینی که با یک حلقه چاه آبیاری می شود، پنج نفر برزگر را به کار می گیرد. بنابر آنچه گفته شد، اگر تعداد برزگران و سربرزگران شش نفر باشد، سهم هر برزگر سالیانه یک سوم کل محصول معادل یک هجدهم کل تولید سالانه حدود صد هزار ریال می شود.، در حالی که مالک با آنکه کاری انجام داده باشد دو سوم محصول یعنی دوازده هجدهم کل سالیانه را سهم می برد. این سهم مالک به تقریب معادل یک میلیون و دویست هزار ریال می باشد، که مبلغی از آن صرف هزینه هایی از قبیل موتور- شخم زمین بعد از پایان فصل کشت، بذر – کود، سمپاشی محصول می شود. در بعضی موارد ی که صاحب زمین همراه برزگران کار می کند، گذشته از دو سوم محصول، از یک سوم باقیمانده نیز که بین برزگران تقسیم می شود. مانند یک برزگر سهم می برد. درآمد برزگران تقریباً ثابت است، چرا که مالکان هر چقدر وسعت زمین زیر کشت و تعداد موتورهای آب بیشتر باشد، برزگران بیشتری را اجیر می کنند و در نتیجه سهمی که به برزگر می رسد از حد معینی تجاوز نخواهد کرد. امّا درآمد مالک با ازدیاد سطح زیر کشت و با بیش تر شدن تعداد موتورهای آب و تعداد برزگران، بیشتر می شود. بنابراین محاسبه ای که به عمل آوردیم، مالک زمین به زای هر برزگر نزدیک به دویست هزار ریال درآمد ناخالص کسب می کند.

« رابطه مالک و زارع »

به دلیل رونق کار کشاورزی این روستا، هر ساله زارعان متعددی از روستاهای اطراف برای کار زراعت و برزگری به کار مشغول می شوند و معمولاً در کلبه هایی در کنار کشاورزی  زندگی می کنند، صاحب زمین هزینه های آب و بذر و شخم، کود، سمپاشی و هزینه های مثل سوخت موتور- آب و غیره را تأمین می کند. هنگام تقسیم محصول یک سوم آن را برزگران و دو سوم بقیه به مالک می رسد.

در هر مزرعه ی این روستا که معمولاً با یک حلقه چاه، آبیاری می شود، پنج تا شش برزگر کار می کنند. برزگران هر مزرعه، سر بزرگری دارند که به او مزیری می گویند.

مزیری را صاحب زمین تعیین می کند. مالک هر سال حدود دویست هزار ریال یا بیشتر که دقیقاً معلوم نیست و هر کدام با هم متفاوت است بابت شیرینی به اضافه 50 متر مربع زمین را با آب و کود به سرکارگر (مزیری) می دهد، تا در آن کشت کند و از این طریق او را موظف می کند که برایش تعدادی برزگر بیابد.

مزیری (سرکارگر- برزگر) به دنبال برزگران به دهات اطراف می رود و از روی آشنایی قلبی که با مردم دارد، کسانی را که قویترند و بنیه ی بیشتری برای کار کردن دارند، برای کار بر روی زمین مالک انتخاب می کند.

 

 

 

 

« تقسیم بندی مشاغل »

شغل عمده ی مردم بواسطه کشاورزی بودن منطقه زراعت می باشد- کار کشاورزی از مدتها قبل به خاطر زمین مساعد و آب کافی و مناسب از شغلهای مردم بوده است.

با این وجود دامداری و پرورش دام در ابعادی کوچکتر وجود دارد. صنایع خاصی را نمی توان بعنوان کار مردم ذکر کرد، اما صنایع دستی ساده و سنتی مرسوم است. برخلاف روستاهای اطراف عده بسیار کمی از مردم این روستا برای کسب درآمد به خارج از کشور مهاجرت کرده اند. این روستا علاوه بر این، بازار کاری برای روستاهای اطراف می باشد، و در فصل کشت جمعیت 4400 نفری روستا به دو برابر می رسد، که بواسطه عزیمت افرادی از خارج روستا به اتفاق خانواده شان برای کار و امرار معاش به روستا است.

« مسکن »

با توجه به آب و هوای گرم و خشک استان، آب و هوای کهورستان دارای زمستان معتدل و تابستان نسبتاً گرم است؛ بدین سبب در ساختن خانه های این منطقه از آجر و سیمان و نیز از گل و سنگ استفاده می گردد. خانه های جدید غالباً با آجر و سیمان ساخته می شود. خانه سازی با کاه و گل در حال حاضر کمتر مورد استفاده مردم قرار می گیرد. اما در چند سال گذشته همواره در خانه سازی از این مصالح استفاده می شد. بافت ساختمانی کاه و گل با توجه با شرایط آب و هوا و وضعیت اقتصادی منطقه در گذشته متناسب بوده است. نوع دیگر از مصالحی که در ساختن برکه بکار می رود ساروچ می باشد که در گذشته بیشتر مورد استفاده معمارها قرار می گرفت.

1- برکه: یعنی آب انبار.

2- ساروچ: مصالحی است که از گل و گچ درست می شود. گل و گچ را با هم مخلوط می کنند و بعد از مخلوط به آن حرارت می دهند تا پخته شود و بعد از آن قالب می گیرند.

نوع دیگر خانه سازی که در این روستا مرسوم است، خانه های چوبی هستند که از برگ و چوب درختان موجود در روستا ساخته می شود، که هر کدام از آن ها نام مخصوص به خود دارند، که عبارتند از کپر- سرگ- کرگین- حشم- جوخور- بافت و شکل ساختمان سازی در حال حاضر بیشتر از مصالح آماده و مصنوعی مثل آجر- سیمان- گچ- آهک- آهن و همچنین سنگ می باشد و چهره متفاوت جدید روستا بخوبی متمایزاند.

1- جو خور: یک نوع ساختمان کوچکی است که از خشت ساخته می شود و حدود 2 متر ارتفاع و 3 متری عمق دارد، که اغلب برای تهیه و ذخیره علوفه دام از آن استفاده می کنند.     

« صنایع دستی »

صنایع دستی جنبه فراوانی و صادرات به خارج از روستا ندارد. صنایع دستی محلی شامل: انواع حصیرهایی که با برگ درختان خرما ساخته می شود- سوند بافی- انواع سبدهای کوچک و بزرگ به نام های پری- تولک- دوز یا کمبار می باشد. از صنایع دستی دیگر که در کهورستان به آن اشتغال دارند. ریسندگی با موی بز می باشد به طوری که از پیچ دادن موی بزها طنابهای محکمی درست می کنند و در جاهای مختلف از آنها استفاده می شود.

لازم است به این نکته اشاره شود که بیشتر این صنایع توسط زنان خانه دار و افراد پیر انجام می گیرد. مردان جوان هیچ تمایلی برای انجام و یادگیری این صنایع ندارند.

« مهاجرت »

مردم کهورستان فارس هستند و از نژاد سفید، لهجه آنها بندری است. در بین صحبت های مردم کهورستان کلمات فارسی دوره باستان، کلمات انگلیسی و عربی نیز دیده می شود.

جمعیت کهورستان روز به روز در حال افزایش است. محله هایی که در گذشته فاصله ی زیادی با هم داشتند، در حال حاضر به هم چسبیده اند. کهورستان این آبادی را مدیون داشتن آب شیرین و زمین حاصلخیز است.

کار کشاورزی در کهورستان بسیار رونق دارد به خاطر همین امر در فصل کشاورزی یعنی از ابتدای مرداد و شهریور تا پایان اسفند کارگران زیادی برای کار به کهورستان مهاجرت می کنند. اوج مهاجر پذیری کهورستان ماههای آذر، دی و بهمن است که علاوه بر مردان که برای کار به کهورستان می آیند زنان نیز از روستاهای اطراف بخصوص از روستاهای بخش رویدر و کشار برای گوجه چینی به کهورستان می آیند. بیشتر مهاجرین فصلی به کهورستان از سیستان و بلوچستان و روستاهای شهرستان بستک هستند. اگر در فصل زمستان از مسیر کهورستان به لار یا به بندرعباس گذر کنیم جمعیت زیادی را در کنار و اطراف جاده مشاهده می کنیم که از مهاجرین هستند.

تعدادی از مردم کهورستان که تعداد آنها بسیار کم است برای کار در کارخانه سیمان هرمزگان و فعالیتهای لقتصادی دیگر، هر روز برای مدت کوتاهی محل سکونت خود را ترک کرده و از کهورستان خارج می شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مراکز آموزشی:

مراکز آموزشی در کهورستان توسعه یافته است. در این روستا حدود 550 نفر دانش آموز در 8 واحد مدرسه ابتدایی مشغول به تحصیل هستند. تعداد 85 نفر دانش آموز دختر در مقطع راهنمایی، 160 نفر دانش آموز پسر در مقطع راهنمایی مشغول به تحصیل هستند. کهورستان دارای یک دبیرستان پسرانه و یک دبیرستان شبانه روزی دخترانه. همچنین دارای دو مرکز پیش دانشگاهی دخترانه و پسرانه است که دانش آموزان در دو رشته تجربی و انسانی در این مراکز در حال تحصیل هستند.

درحدود چهل دانشجو در مقطع های کاردانی، کارشناسی ارشد می باشد و در حدود بیست نفر فرهنگی که در مقاطع مختلف از دبستان تا دانشگاه مشغول به فعالیت هستند.

مردم کهورستان از گذشته به کسب علم و سواد آموزی علاقه بسیاری داشتند. خیلی از سالمندان این روستا باسواد هستند. قدیمی ترین مدرسه کهورستان ( مدرسه عدالت ) مربوط به دوره های قبل از انقلاب است. به علت قدمت آن تخلیه شده و مدرسه جدیدی به جای آن احداث شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

« مراسم عقد و عروسی »

قبل از خواستگاری دختر و پسر همدیگر را جایی می بینند و بعد از آشنایی کامل به خواستگاری می روند. مراسم خواستگاری در روستای ما به این صورت انجام می گیرد که دامادبه همراه پدر و بزرگترها به خانه ی دختر می روند و با اجازه پدر دختر، دختر او را خواستگاری می کنند و پدر بعد از سؤال و جواب از دختر از دختر جواب را به خانواده ی داماد می دهند اگر جواب مثبت بود قرار عقد را یک روز معین می کنند و مراسم عقد را برگزار می کنند. در این جشن عاقد خطبه ی عقد را می خواند و شاهدان عقد کنار او می نشینند و مجلس عقد را برگزار می کنند و با پخش شیرینی و میوه مجلس عقد را به شادمانی برگزار می کنند و بعد از مراسم عقد عروس و داماد کنار هم می نشینند و عکس یادگاری می گیرند و داماد با دادن حلقه ی نامزدی و ساعت و گوشواره و دستبند و گردن بند طلا این عقد را به عروس خانم تبریک می گویند و داماد با دادن یک دست لباس و سرویس کامل بهداشتی و آرایشی به عروس خانم مجلس عقد به پایان می رسد.

بعد از اتمام مراسم عقد عروس حق ندارد با داماد به مسافرت برود. باید با اجازه پدر و مادر و یک نفر همراه باشد تا او به همراه داماد به مسافرت برود و بعد از گذشت دو یا سه ماه یا چند سالی با دوختن لباس عروس که از 10 تا 20 دست لباس و با دوختن دو یا سه دست عدد چادر و خرید دمپایی و سرویس کامل بهداشتی و آرایشی و سرویس کامل طلا که از دو میلیون تومان و گاهی هم بیشتر می شود. البته این به وضع خانواده داماد بستگی دارد که خانواده داماد پولدار باشند یا خیر، داماد بیچاره مجبور است و با خرج و مخارج زیادی که می کند برای عروس همه چیز بخرد و او را راضی کند و بعد از خرید وسایل عروسی و خرید ولیمه ی که 5 تا 6 عدد کهره و یک گوساله و دو یا سه گونی برنج و سیب زمینی و پیاز و نخود و لپه و غیره ......

و میوه، شیرینی جشن عروسی را برگزار می کنند جشن عروسی به قرار زیر است یک اتاق برای عروس و داماد که حجله

می نامند آماده می کنند. شب هنگام مردم داماد را تا خانه عروس همراهی کرده و در بین راه مولودی خوانی کرده و شیرینی پخش می کنند. تا به خانه عروس برسند بعد از آن داماد وارد خانه شده سپس زنان و دختران عروس را آورده و وارد خانه می شود به این ترتیب مراسم عروسی پایان می یابد.

 

« مراسم محرم »

مراسم محرّم و شهدای اسلام و شهدای کربلا به این صورت انجام می گیرد، که در ماه محرم مراسم های شادی و جشن مثل عقد و عروسی به هیچ وجه صورت نمی گیرد. مردم سنتاً در این روزها لباس نو نمی پوشند، همچنین حنا بستن، کوتاه کردن سر و ناخن را جایز نمی دانند. در شب و روز عاشورا و تاسوعا مجلس قرآن خوانی و مولود خوانی برقرار می شود. در این روستا با توجه به بینش و عقاید خاص مذهبی گریه و زاری و سینه زنی در این سری روزها انجام نمی گیرد و اهالی بر این عقیده اند که در این روزها (عاشورا- تاسوعا) امام حسین (ع) به جایگاه ابدی و والای خود که بهترین مقام است، رسیده است. و از پس امتحان الهی برآمده و به مسئولیت عظیم خود به طور احسن عمل کرده است و جایگاهش در بهشت می باشد.

 

« مراسم تدفین »

مرگ واقعیتی است که از زندگی هر کسی می گذرد. در کهورستان هر کس به رحمت الهی پیوست، پس از غسل، میّت را در کفن می پوشانند و سپس بر وی نماز میت خوانده می شود. آنگاه در برانکارد که خودشان از چوبه ی دار یا تخته ی مخصوص درست کرده اند می گذارند و چهار نفر یا بیشتر آن را گرفته و از زمین بلند می کنند، و با دیگران همراهان با لااله الالله گفتن به سوی قبرستان محل راه می افتند آنهایی که برانکارد را گرفته جای خود را به دیگری می دهند و همین کار تکرار می شود تا میت به قبرستان می رسانند در قبرستان یا قبر آماده می باشد از قبل آن را آماده کرده اند که بعد از اندکی تغییر مورد استفاده می شود و یا همزمان با مرگ مرحوم آماده می کنند قبر میت به اندازه ای کنده می شود در عمق آن تقریباً یک متر و نیم حفر می کنند و در ته قبر یک حفاره ی کوچکی به طول و عرض میت کنده می شود که به ان الحد گفته می شود و میت در قبر قرار داده و داخل ان حفاره می خوابانند به طوری که صورت آن به سوی قبله باشد و روی آن با گل و سنگ پهن می پوشانند و بعد به طور کامل آن را با گل صاف می کنند تا اطراف آن پر از خاک نشود آنگاه آن چند نفر که کار دفن را انجام داده اند از قبر بیرون می آیند و بقیه مردم با هر چیزی که در دست دارند شروع به ریختن خاکهای بالای قبر به داخل آن می کنند بعد از اینکه قبر پر از خاک شد و سنگ در دو طرف قبر قرار می دهند که نصف ان در خاک فرو برده و نصف دیگر آن نمایان می باشد به طوری که سنگی که در طرف سر مرحوم می باشد از سنگی که در قسمت پای آن می باشد بلندتر است و این به خاطر این است که بفهمند که سر و پای مرحوم کدام طرف است بعد از آن ملا دعای مخصوص می خواند و مردم آمین می گویند بعد از این کار عده ای به خانه ی خود و عده ای نیز به همراه بازماندگان مرحوم رفته و به آنها دلداری می دهند و به مدت سه روز در خانه ی مرحوم ملا ها قرآن می خوانند ودر سومین روز که روز ختم بخش نام دارد مراسم ختم انجام می گیرد آن روز مردم عامه ی زیادی دعوت می شوند و خانواده ی مرحوم از آنها پذیرایی به عمل می آورد و در آن روز مراسم قرآن خوانی هر چه باشکوهتر انجام می گیرد.

 

مراسم عید

یکی دیگر از مهمترین مراسمها که در کهورستان انجام می گیرد، مراسم عید سعید قربان و عید سعید فطر که از اعیاد مسلمانان به شمار می رود است و پیامبر(ص) فرمودند: من دو عید یعنی دو جشن برای شما در نظر گرفته ام که همانا عید سعید قربان

می باشد که بعد از فریضه حج که بزرگترین رکن مسلمانی است جشن گرفته می شود زیرا اگر مسلمان حج را از روی اخلاص انجام دهد مثل این است که تازه از مادری متولد شده است و عید سعید فطر هم بعد از رکن بزرگی دیگر جشن گرفته می شود زیرا مسلمانان از روزه خارج شده اند و روزه خود انسان ساز می باشد. خداوند می فرمایند: کسی که روزه بگیرد من پاداش او را می دهم یعنی یک جایزه مخصوص نزد من دارد زیرا همه اعمال ممکن است ریا در آن داخل شود جز روزه که امکان ریا در آن نیست چون اعمال ظاهری نیست. و مراسم عید سعید قربان و عید سعید فطر تقریباً مشابه هم هستند مگر اینکه در روز عید سعید قربان کسانی که توانایی قربانی کردن داشته باشند قربانی

 می کنند. اما در روز عید سعید فطر سر فطره یا زکات فطر هست که هر شخص باید زکات فطر خود را تا قبل از نماز عید ادا نماید بعد از نماز عید نیز همسایه ها و اقوام برای تبریک عید به دیدار هم می روند. با سفره های عید که در منزل همه اهالی چیده شده است پذیرایی می شوند.  

 

شعر و داستان:

از شاعرانی که در روستای کهورستان به زبان محلی ترانه

می سرایند هستند. مردم کهورستان هنوز هم بعد از گذشت قرن ها شعرهای زیبای چند تن از شاعران بزرگ- که خود نیز نام افتخار آفرینشان را نمی دانند- به یاد دارند.

از جمله ی این شاعران جلال الدین محمد مولوی است که اشعار حکمت آمیزشان در لبان این روستاییان جاری است.

     شکر نعمت، نعمتت افزون کند           کفر نعمت از کفت بیرون کند

و عطار نیشابوری که یکی از نام دارترین شاعرانی است که به درجه ی والایی از کمال و معرفت دست یافته است. داستان سفرش در میان مردم کهورستان از طرفداران زیادی برخوردار است. گرچه خودش برای آنان غریب. این گونه داستان ها به عنوان قصه های شبانه و به وسیله ی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها برای کودکان و دوستداران قصه تعریف می شود.

مجموعه ای از قصه های شبانه رایج در کهورستان در دیل ذکر شده است.

1- احمد پهلوان

2- داستان چن چنک

3- قصه ی شتر و شغال

4- نخل من چند تا خرما دارد. به زبان محلی « مغ من چندگرگ دارد»

5- سزای نیکی بدی است. (پسر و مار)

در این جا قصه ی چن چنک را توضیح می دهیم.

چیست (چن) دستمال انار پهلوی زن سالار. این چه می شود. آتش

این چیست سبز است مثل پیش است دم دار است مثل میش است.

حالا بگو چه می شود. پیاز

 

ضرب المثل رایج در کهورستان:

دیگی که به من نجوشد می حواهم پتش بنوازم.

یعنی هر کسی که با من نسازد می خواهم بسوزد.

 

بازی های محلی:

بازی های محلی رایج در کهورستان را در این جا آوردیم.

1- روگیر

2- رمّاز

3- سنگ گرتا (سنگ پرتاب)

4- چشاء

5- شتر بازی

6- قایم موشک

روگیر: این بازی از دو نفر تشکیل می شود و وسیله ی اصلی بازی دست است و افراد دست های خود را از مقابل می کوشند تا جای ممکن دست خود را به عقب بکشند تا بازنده نشود.

در این بازی یکی از بازیکنان می گوید رو و دیگری می گوید گیر، اگر همان فردی که می گوید گیر دست بازیکنانی که می گوید رو را بگیرد بازی به برد او تمام می شود. و اگر بازیکنی که می گوید رو از دستش محافظت کند و آن را به عقب بکشد هیچ کس بازی را نبرده و پیروزی زمانی است که فرد رو گیر دست بازیکن که می گوید رو را بگیر و ضماً افراد جای خود را عوض می کنند و هر بار یکی سعی می کند دست حریف مقابل را بگیرد.

رماز: این بازی به این دلیل رماز خوانده می شود که افراد یکی از پاهای خود را تا زانو خم می کنند و دست خود را به آن گره می زنند. این بازی از دو گروه مساوی تقسیم می شود و یک خان یا چیزی به عنوان (مالک) تعیین می شود و ترتیب قرار گرفتن افراد در صورتی که شش نفر باشد به شرح زیر است.

گروه الف در یک ردیف سه نفری که باید به صورت افقی با کمی فاصله از هم بایستند، قرار می گیرند و فاصله ی آن ها با گروه دوم در 7 یا 8 قدم بزرگ است. و گروه ب باید به همین طریق بایستند و افراد باید یک به یک در راست یکدیگر«با گروه الف» قرار گیرند.

ابتدا بازیکنی از گروه الف با رماز می آید و بازیکن هم راست خود در گروه ب را محاصره می کند.

و بازیکن بعدی از گروه الف نیز با همین حالت بازیکن هم راست خود را در گروه یکسره می کند و حالا فقط یک بازیکن در گروه الف و یکی نیز در گروه ب قرار دارد. بازیکن گروه الف به حالت رماز به سمت بازیکن گروه ب می آید و می تواند از راه دیگری نیز برود تا به مالک برسد اگر در میان راه پاهایش را پایین آورد یا افتاد بازی دوباره شروع می شود و افراد گروه به ترتیب این کار را انجام می دهند و بعد گروه ب جای آنها را می گیرند و آنها نیز همین عملیات را انجام می دهند.

سنگ گرته: این بازی را شب انجام می دهندیک نفر سنگی را نشانه می کند و آن را دور می اندازد و آنهایی که بازی می کنند باید آن سنگ را پیدا کنند و هر کس توانست آن را پیدا کند برنده است.

شتر بازی: یک نفر به عنوان گرگ و بقیه می دوند و هنگامی که یک نفر دست روی سر یک نفر دیگر می زند می گوید که تو شتر من هستی و اگر شتر او بود باید صدای شتر را در بیاورد.

قایم موشک: یک نفر چشم خود را می بندد و بقیه قایم می شوند و هنگامی که چند نفر که چند عدد شماردند آنهایی که قایم شدند می گویند حاضر شدیم و آن که چشمهایش را بسته بود دنبال آنها می گردد.

 

خرافات و موهومات:

موهومات یا خرافات مسائلی هستند که از روزگاران قدیم با زندگی انسان عجین بوده و کار و زندگی او را تحت تأثیر قرار داده است. مردم کهورستان نیز مثل مردم مناطق دیگر کشور به بعضی از این خرافات اعتقاد دارند و نقش این خرافات را در زندگی روزانه آنها می توان مشاهده کرد. در ذیل بعضی از این موارد ذکر شده است:

..... موی رزق

اگر موی سفیدی در میان موهای شخص که به سن پیری نرسیده است، پیدا شود، آن موی رزق فرد است و باید از آن مواظبت کند تا کنده نشود.

..... نفرین تابه

پس از پختن نان باید بلافاصله تابه را از روی آتش بردارید در غیر این صورت تابه شخص فراموش کار را نفرین می کند.

..... لال شدن بچه

بچه ای که هنوز حرف را یاد نگرفته است نباید زیر باران برده شود زیرا اگر قطره ای از آب باران در دهان او بیفتد لال می شود.

..... لباس شستن هنگام غروب

نزدیکی های غروب که اطراف آسمان قرمز رنگ می شود نباید لباس کثیف خود را بشویید. زیرا چرک لباس به خورد مرده ای که از خانواده ی شما است می رود.

..... تکه کردن گوشت با دست

گوشت پخته نشده را نباید با زور دست تکه کرد. هر کس این کار را بکند بعد از غذایی که با آن گوشت پخته شده، شکم درد می گیرد یا مسموم می شود.

..... زوزه ی شغال نر

اگر شغال نر که به زبان محلی به آن « ستورگ » می گویند، شب چندین بار پشت سر هم زوزه بکشد نشانه ایمان است که یا کسی فردای آن روز می میرد یا باران خوبی می بارد.

..... ظرف شکسته

اگر ظرف بشکند باید خیلی زود خرده های آن را از خانه بیرون ببرید و آن ظرف نباید مدت زیادی در خانه بماند. زیرا ماندن ظرف شکسته در خانه باعث می شود که خیر و برکت از خانه برود.

..... شکسته شدن ظرف سفالی پشت سر مهمان

اگر چند نفر به عنوان مهمان به خانه کسی بیایند. پس از خارج شدن مهمان از خانه پشت سرشان در خانه میزبان ظرف سفالی شکسته شود یکی از افراد در بین راه خواهد مُرد یا اینکه آنها به سلامت به مقصد نمی رسند.

..... وارد شدن روزی به خانه

صبح ها سعی کنید همیشه در خانه باز باشد تا روزی وارد خانه شود. اگر در بسته باشد فرشته ای که روزی تقسیم می کند از خانه شما عبور می کند و شما از روزی آن روزتان بی بهره می مانید.

..... خواندن بلبل

اگر بلبل در خانه کسی چند بار بخواند به این معنی است که برایت خبر خوشی آورده یا مهمان عزیزی به خانه ات می آید.

..... قند و استکان

اگر قند از دهان بیفتد یا استکان جفت بیاید حتماً برایت مهمان می رسد و آن مهمان هم گرسنه است.

..... اشاره به قبرستان

هرگز با انگشت به طرف قبر اشاره نکنید و اگر کردید انگشت خود را گاز بگیرید.

..... دعا گذاشتن در قبر

از خرافات های دیگر این که در بعضی جاهای دیگر دیده شده که وقتی شخص فوت می کند، دعاهایی را می نویسند و همراه مرده دفن می کنند و معتقدند اگر این دعا را همراه با او دفن کنند قبر برای مرده به اندازه چند وجب گشاد می شود.

..... آزار و اذیت جن و پری

زنی که تازه بچه دار شده است به اعتقاد قدیمی ها نباید تا حدود یک هفته اصلاً تنها بماند. جن و پری او را اذیت و آزار می کند.

و باعث دیوانگی فرد می شود و به دلیل همین اعتقاد زیر گهواره نوزاد و زیر بالش مادر فلزاتی مانند داس و اشیای فلزی دیگری می گذارند تا جن ها چون از این فلزات می ترسند به او نزدیک نشوند.

از نظر روان شناس، مادر در این گونه مواقع روحیه ی ضعیف جسمانی ضعیفی دارد و اگر کسی کنار او نباشد احساس تنهایی می کند و نیاز دارد دیگران بیشتر به او توجه داشته باشند و قدیمی ها این مسئله را به صورت آزار و اذیت جن و پری مطرح کرده اند.

..... شبها نباید...............

عده ای عقیده دارند که شب ها نباید خود را در آینه نگاه کرد، زیرا باعث دیوانگی شخص می شود.

خوردن آدامس در شب بی احترامی نسبت به مردگان است. اگر کسی شب آدامس بجود مثل این است که انگشت مرده را می جود.

شب نباید موی خود را شانه بزنی، شانه زدن مو در شب باعث می شود که موهایت شپش بزند یا اینکه موی رزقت می ریزد.

شبها خوراکی های سفید رنگ را از خانه خارج نکنید. اگر کسی خواست در شب خوراکی سفید رنگ مانند شیر، قند، نمک و .... را از خانه خارج کند مثلاً به خانه همسایه یا جاهای دیگر ببرد باید در برگشت چیز سفید رنگ دیگری را از آنجا به خانه پس بیاورد. به عنوان مثال: اگر بعد از تاریک شدن هوا مقداری شیر به همسایه دادید باید در اقبال آن چیز سفیدی مانند نمک را هر چیز را اندک برگردانید. در غیر این صورت خیر و برکت از خانه شما می رود.

..... نشستن روی گوشت کوب یا دمپایی

اگر کسی روی گوشت کوب یا دمپایی بنشیند و این کار را چند بار تکرار کند. همه ی فرزندان او دختر می شود.

سعی کنید روی دمپایی نشینید. نشستن روی دمپایی باعث می شود که مردم به شما تهمت بزنند.

..... لوله یا دهانه اشیا

سعی کنید تا جایی که ممکن است دهانه یا لوله ی اشیا به طرف شما نباشد. اگر دهانه ی اشیا مثل کتری یا فلاکس و ...... به طرف شما یا هر کس باشد باعث پیش آمدن جر و بحث می شود و دیگران او را دعوا می کنند.

..... الک و صافی

نگذارید بچه یا شخصی که به سن بلوغ نرسیده و قد نکشیده است الک یا صافی را روی سر خود بگذارد. زیرا این کار باعث می شود که آن شخص قد نکشد و یا قد کوتاه شود.


 

نوشته شده توسط خالد پادار در جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 10:38 موضوع | لینک ثابت


عشق ؟!

عشق عشق مي آفريند.
عشق زندگي مي بخشد.
زندگي رنج به همراه دارد.
رنج دلشوره مي آفريند.
دلشوره جرات مي بخشد.
جرات اعتماد به همراه دارد.
اعتماد اميد مي آفريند.
شبی در امتداد سحر...

شبی تاریک و پر از سکوت در اتاقم تنهاتر از همیشه... ناامید از فردایی روشن... بازم نقش چشمات در خیالم... تنها جایی که با همه بی قراریهام احساس آرامش میکنم... خاطرات با تو بودن در حال رفت وآمد در ذهنم هستن... هنوز چشم به راهتم دیونه... آخه چرا این نفسام تلخه واسم؟ ای کاش زودتر از موعود مقررم فرشته مرگ مرا به کام خویش می گرفت و این روح خسته را به آسمونا میبرد... هر جا که باشه دیگه بدتر از این جا که نیست... شاید این جوری یک بار بمیرم... ولی الان همه لحظاتم شده مردن و زنده شدن... بذار حداقل یک کم از قصه عشقمون بگم تا شاید خوابم ببره... یکی بود یکی نبود غیر خدا هیچکی نبود یکی عاشقی بود که یک معبودی داشت... عاشقه دل خوش به وجود معبودش بود و پرستش اون بالاترین عبادتش بود... نمیدونست که یک روز الهه اش میره دنبال سرنوشتش و اونو تنها میزاره... و هیچی جز یادش براش یادگاری نمیزاره... نشنیدم چی گفتی: یک کم تندتر بگو: چی! روزهای شاد هم داشتیم! خوبه! ولی میدونی چیه: این حرفتم باور میکنم آره روزهای شاد هم داشتیم ولی این قدر روزای غمگین داشتیم که شادیهای کوچیکمون لا به لای دریای غمها گم شدن...

تقدیم به عاشقان


اميد زندگي مي بخشد.
عشق عشق مي آفريند.
و از عشق مردن ....
سفريست به سوي خدا
 


 

نوشته شده توسط خالد پادار در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 21:32 موضوع | لینک ثابت


همه چيز بخاطر تو دوست داشتني است...

 

همه چيز بخاطر تو دوست داشتني است...

دوري را دوست دارم هر چند که دلتنگ و غريب مي‌شوم اما وقتي دوباره با يک بغل مهرباني در مي‌گشايي و صدايم مي‌کني، دلم مثل يک کهکشان وسيع مي‌شود.
شب را بخاطر تو دوست دارم که تا تولد سپيده صبح، دلواپس نيامدنت باشم. کسي که عاشق باشد مي‌داند که تمام طعم عشق به دلشوره‌هاي شبانه است. دوست دارم هميشه شبها تو را کم داشته باشم، تا وقتي چشم بر روي هم مي‌گذارم خوابت را ببينم و چشم که باز مي‌کنم در صبحي دوباره تو را به نظاره بنشينم.
سفر را بخاطر حس قشنگ خاطره دوست دارم. وقتي نيستي و لحظه‌هايم از وجود مهربان تو خاليست کنار قاب عکست، با خاطراتت زندگي مي‌کنم. اين انتظار بازگشت، تمام لذت زندگي من است.
سفر را بخاطر بازگشت دوباره تو دوست دارم. شب را بخاطر صبح با تو بودن و دوري را بخاطر آغاز دوباره مهرباني.
اينطور است که همه چيز - حتي تلخيها- هم بخاطر تو قشنگ و دوست داشتني است.


 

نوشته شده توسط خالد پادار در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 21:16 موضوع | لینک ثابت


کهورستان


 

نوشته شده توسط خالد پادار در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 19:27 موضوع | لینک ثابت